ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
192
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
كتاب پيدا مىشود و چاپهاى مكرر از آنچه در بمبئى و چه در تهران فراهم شده است ؛ شاه معمولا به هنگام صرف صبحانه دستور مىدهد كه فصلى از آن را برايش بخوانند و تقريبا آن را از حفظ مىداند . در دورهء سلسلهء صفويه چنين به نظر مىآيد كه تاريخنويسى ايران دچار نقص و افتادگى بسيار شده باشد . حد اقل آن است كه ما از سفرنامهء سياحان حقيقت جو از اتفاقات اين دوره خيلى بيشتر اطلاع حاصل مىكنيم تا از تاريخ رسمى ايران ، مثلا از شاردن ، تاورنيه ، اولئاريوس و غيره . تاريخ دوران سلطنت نادر شاه به صورتى عالى به دست منشى او ميرزا مهدى تدوين گرديده اما به علت لحن متكلف و غلو در عربىنويسى كمتر چيزى از آن دستگير كسى مىشود . در دوران سلطنت شاه پيشين تاريخ ناپلئون تأليف و التراسكات و همچنين تاريخ پطر كبير و شارل دوازدهم اثر ولتر به فارسى ترجمه شد . چون اين دو اثر اخير به نحو دلپذيرى بطريق سنگى چاپ شده است و بسيار خوب انتشار يافته ، هر ايرانى تحصيل كردهاى به خوبى از آن مطلع است . اين مطالب را براى اطلاع مسافران اروپائى مىنويسم تا دچار اشكال نشوند ؛ زيرا حتمى است كه ايرانيها صحبت را به دورههائى كه در اين كتابها مورد بحث قرار گرفته مىكشانند و هرگاه در طرف مقابل به نقصى از نظر ارقام پى ببرند اين را نشانهء جهل مصاحب خود مىشمارند . در دورهء حكومت فعلى گام بزرگى براى اشاعه و نشر اطلاعات تاريخى برداشته شد . ناصر الدين شاه دستور داد دو تن از فضلا ، ميرزا تقى ملقب به لسان الملك و ميرزا رضا قلى خان موسوم به للهباشى كه هر دو از مورخين رسمى مملكت هستند دنبالهء روضة الصفا را تا زمان حاضر بنويسند و همچنين تاريخ مخصوص طايفه و سلسلهء قاجاريه را به رشتهء تحرير درآورند . متأسفانه در اثر سبك نامطلوب رايج فعلى و افراط در بازى با كلمات و آوردن جناسها ، استعارات و نقل قولهاى زايد كار به صورتى درآمده است كه حتى ايرانيها نيز آن را به باد استهزا مىگيرند و شيوهء آن در مقابل سبك ساده و روان روضة الصفا سخت تو ذوق مىزند . شاه هرگاه سرحال باشد دستور مىدهد فصلى از اين كتاب مستطاب را برايش بخوانند و همينكه خواننده به موضعى پرآب و تاب يا سجع و قافيهاى نامطلوب مىرسد حرف او را قطع مىكند و قهقهه را سر مىدهد كه حاضران نيز بنا به وظيفه در خنده با او همداستان مىشوند . آنگاه آن موضع دهبار به صورت مكرر خوانده مىشود و هربار همگان به همان صورت قهقهه سر مىدهند و آن سجع و قافيه چندين روز سر زبانها باقى مىماند . از نظر بىطرفى هم اين كتابها محل ترديدند . هرچند در همهء ممالك نوشتن تاريخ ايام معاصر كما هو حقه امرى دشوار است بايد دانست كه دشوارى اين امر در ايران به حدى است كه از قوهء تصور فراتر مىرود . تمام اثر نبايد چيزى باشد جز دفاع از سلاطين و آخرين وزيرى كه سركار است . اما معلوم است كه سراسر تاريخ سلسلهء قاجاريه به هيچ وجه مملو از اقدامات افتخارآميز نيست . در عين آنكه آنها فعلا مدافع و نمايندهء مذهب تشيع و از پيروان